قهرمان ميرزا عين السلطنه

3313

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

اين‌كه يك همچه امر معظمى را كه پنج شش هزار تومان از ده يك و ده نيم و يكى دو هزار تومان حق نامشروع از رشوه و تعارفات داشت . حاكم از روز اول ورود خودش جدا اقدام نموده حق يا ناحق در ظرف يكى دو هفته تمام كرده بود . اما حالا چرا نمىگذرد ؟ آن پولها از بين رفته ، خواه حاكم اقدام بكند خواه نكند . مسئول نيست و آخر هرماه مقررى خود را دريافت مىدارد . همين‌طور اعضاء او و اعضاء عدليه . و اگر مشروطه بود و مجازات در بين مثلا اقل لا يقنع بعد از دو سال كه كار را انجام نمىداد دو ماه مقررى او را نمىدادند البته گذرانده و تمام كرده بود . حاكم قديم حالا ما اين قرار را محض به دست آوردن اصول محاكمه يك حاكم استبدادى طول و تفصيل داده به اطناب آن مىكوشيم . بنده كه عارض بودم از ظلم و تعدى رعاياى الموت و ادعاى قتل و غارت اجاره و استجاره كلى داشتم . ايام خروج از طهران ملفوفهء فرمانى از شاه و حكمى از صدارت عظمى و به قدر ده دوازده رقعه سفارش از حواشى صدر اعظم و دوستان و خويشان صدق الدوله همراه مىآوردم . شب ورود نه فرداى آن يك طاقه شال اعلى و صد تومان پول كمى سوقات طهران به توسط يكى از محارم صدق الدوله با كاغذ تملقى كه صيت عدل‌وداد شما عالم را گرفته و در سايهء عدالت شما گرگ و ميش باهم آب مىخورند و غيره و غيره روانه مىداشتم و خودم عصر درب خانه خدمت مىرسيدم ، كمال محبت را مرعى مىداشت و نهايت اطمينان را مىداد بلكه صدتا فحش هم به الموتيها مىداد كه چنين و چنان مىكنم . حضورا هم آنچه لازم بود من تملق گفته و بعد ملفوفهء فرمان و حكم صدراعظم و رقعه‌جات شفاعت را داده يكىيكى را حاكم قرائت كرده و بعد مىفرمودند هيچ محتاج اين احكامات نبود . ارادت من و عدالت من بيش از اينها است . آن وزير يا آن چند نفر حاشيه‌نشين بله بله گفته ، يك فصل مشبعى از محاسن حاكم و عدالت او بيان كرده و يكى دو حكمى هم كه شده بود با آب‌وتابى براى من تعريف مىكردند . من هم آنچه لازمه تملق و فروتنى و سپاس‌گوئى بود گفته و مرخصى گرفته به منزل مىآمدم . فردا ملاقاتى از وزير كرده و پنجاه تومان هم به او مىدادم همين‌طور به فراشباشى و تفنگدارباشى و يكى دو نفر يا سه نفر از علما . همه‌جا فصلى از تعديات وارده گفته احكامات را نموده . همه آنها هم در حضور من فحش و ناسزاى زياد به الموتى مىگويند . شب ديگر با يكى از محارم حكومت يا با آن كارچاق‌كنها خدمت صدق الدوله رسيده عرايض خود را مفصلا كرده و نوشته مىدادم . سواى ده يك كه حق مطلق ديوانى است يك هزار تومان هم سند مىدهم پس از احقاق